تبليغاتX
:: zarshenas.ir زرشناس ::

8 Feb 2009,9:42 PM

اصلاحات در چارچوب كلیسا

نگاهی به زندگی و اندیشه دسیدریوس اراسموس 
اراسموس اگرچه به كلیسای كاتولیك ایمان داشت اما معتقد به انجام یك سلسله اصلاحات در نظام كلیسای كاتولیك بود. البته مخالفت و انتقاد اراسموس از كلیسای كاتولیك آن قدر رادیكال و ریشه‌ای نبود كه به جدائی از كلیسای كاتولیك، نظیر لوتر بینجامد.

دسیدریوس اراسموس

نویسنده: شهریار - زرشناس 

دسیدریوس اراسموس (Desideriu Erasmus) در تاریخ 28 ماه اكتبر سال 1469 م در شهر رونزدام هلند به دنیا آمد. اراسموس یكی از چهره‌های نام‌آور جریان رفرماسیون مذهبی در قرن شانزدهم غرب است. در واقع می‌توان گفت اراسموس به جهت حركت به سوی اغراض اومانیستی در بستر دین مسیحیت حتی بر مارتین لوتر نیز مقدم بوده است. اراسموس را شاهزاده‌ی اومانیست نیز نامیده‌اند و این امر بیشتر به جهت نقشی است كه او در دوره‌ی رنسانس به نفع تفكر اومانیستی بازی كرده است. اگرچه اراسموس و مارتین لوتر هر دو از بانیان و بنیانگذاران رویكرد مدرن به دین مسیحیت هستند، اما تفاوت‌هایی نیز مابین این دو وجود دارد. در یك بیان كوتاه شاید بتوان گفت رویكرد رفرمیستی اراسموس معتدل‌تر و میانه‌روانه بوده است. 

در واقع از اواخر قرون وسطی، كلیسا و مسیحیت كاتولیك گرفتار انحطاط ویرانگری گردیده بود، كشیش‌ها اغلب به فساد مالی و دنیا طلبی مبتلا شده بودند و ظاهرگرائی و دوری از عمق معنوی تعالیم حضرت عیسی (ع) رواج یافته بود. بی‌تردید چنین وضعیتی نیازمند اصلاح بود و همین امر علی‌الظاهر اغراض اراسموس و لوتر جهت ایجاد رفرم در كلیسا را توجیه می‌كرد. اما واقعیت این بود كه نگرش اصلاح طلبانه‌ی اراسموس و لوتر مایه‌های اومانیستی داشت كه بسط و گسترش آن می‌توانست روح معنوی و دینی تعالیم حضرت عیسی (ع) را مسخ نماید. در واقع اصلاحات پروتستانتیستی اراسموس و لوتر {كه به مسخ جوهر دینی مسیحیت می‌انجامید} اگر برای كلیسای كاتولیك خطرناك‌تر از فساد كشیشان نبود چیزی در حدّ آن بود، زیرا روح آموزه‌ها و اصلاحات مدنظر اراسموس و شدید‌تر از آن مارتین لوتر تماماً اومانیستی بود. 

اراسموس فرزند نامشروع یك كشیش بود. پدر و مادر او در كودكی اراسموس درگذشتند و خانواده‌ای سرپرستی او را بر عهده گرفتند. اراسموس در دوران تحصیل خود نشان داد كه حافظه‌ای فوق‌العاده دارد و بسیاری از آثار نویسندگان باستانی را از حفظ بود. در هفده سالگی علیرغم میل خود به یك دیر سپرده شد و فرصت مناسبی برای مطالعه آثار ادبی برای او فراهم آمد. 

اراسموس علاقه‌ی زیادی به مطالعه‌ی كتب ادبی باستان داشت و تدریجاً در این امر تبحر ویژه‌ای یافت. پس از مدتی زندگی در دیر را رها كرد و زندگی توأم با سفر و مطالعه و نشر آثار ادبی باستانی را آغاز كرد. اراسموس برای مدتی به پاریس رفت و به سال 1497 به آكسفورد رفت و به مطالعه در ادبیات یونانی پرداخت. در این هنگام بود كه با بسیاری از اعیان و اشراف انگلیس و نیز تامس مور {كشیش انگلیسی‌ای كه در زمره‌ی رفرمیست‌های انگلستان محسوب می‌شود} آشنا شد. اراسموس در كمبریج به تدریس ادبیات یونانی پرداخت، به فرانسه و ایتالیا رفت و با ژان دو مدیچی كه بعدها با نام لئون دهم به مقام پاپی رسید آشنا شد. اراسموس در شهر پادوا از سرزمین ایتالیا به طبع برخی آثار خود پرداخت و به سال 1509 از ایتالیا عازم انگلستان شد. پادشاه وقت انگلیس یعنی هانری هشتم از دوستان اراسموس بود. اراسموس در این سفر مدت 7 سال در انگلستان اقامت گزید و در ایامی كه در منزل دوستش تامس مور به سر می‌برد، كتاب «در ستایش دیوانگی» را تألیف نمود. از انگلستان به هلند رفت و آخرین سال‌های زندگی‌اش را در شهر بال سوئیس گذراند. او در آن جا گوشه‌گیری پیشه كرد و به تألیف و مكاتبه با بسیاری از چهره‌های فرهنگی و سیاسی زمان خود پرداخت. 

آثار اراسموس قلمرو گسترده‌ای را در بر می‌گیرد كه برخی از آن‌ها بیانگر آراء او در خصوص رفرماسیون مذهبی می‌باشد. اراسموس ترجمه‌ی جدیدی از انجیل از زبان یونانی به لاتین انجام داد و نیز تفسیر‌هایی از انجیل ارائه كرد كه مورد توجه مارتین لوتر قرار گرفت اما خشم كلیسای كاتولیك علیه او را بر انگیخت.

یكی از آثار اراسموس {كه هنگام اقامت در دیر آن را نگاشته است» كتاب آنتی بربریك {ضد وحشی‌ها} است. این كتاب که دفاعیه‌ی فصیح از فرهنگ مشركان باستانی است، پس از تألیف در دهه‌ی پنجاه عمر اراسموس منتشر گردید. 

اراسموس اگرچه به كلیسای كاتولیك ایمان داشت اما معتقد به انجام یك سلسله اصلاحات در نظام كلیسای كاتولیك بود. البته مخالفت و انتقاد اراسموس از كلیسای كاتولیك آن قدر رادیكال و ریشه‌ای نبود كه به جدائی از كلیسای كاتولیك {نظیر لوتر} بینجامد، اما به هر حال آنچه اراسموس می‌گفت با روال عادی باورها و سلوك كشیشان كاتولیك هماهنگ نبود. 

می‌توان ویژگی‌های اصلی آراء اراسموس را این گونه بر شمرد:

1- اراسموس برای ادبیات و فرهنگ یونان و روم باستان اهمیت بسیاری قائل بود و به تعامل و ارتباط مشترك مابین خرد مشركان و مسیحیان اعتقاد داشت. 

2- اراسموس از تن دادن به اقتدار كلیسا سرباز می‌زد اما خواهان حفظ وحدت كلیسای كاتولیك بود. 

3- اراسموس اعتقاد داشت كتاب مقدس باید در اختیار همه باشد و هر فرد می‌تواند راهنما و راهبرد دینی خود باشد و بدینسان مقام روحانیت مسیحی را تضعیف می‌كرد. 

4- اگرچه برخی انتقادات اراسموس به مفاسد كشیش‌ها و انحطاط كلیسای كاتولیك درست بود اما در اندیشه‌ی وی نحوه‌ ای گرایش آشكار به سمت اومانیسم وجود داشت كه او را بیش از پیش اسیر رویكرد مدرن می‌كرد. به تعبیر مارتین لوتر درباره‌ی اراسموس گویا كه: او به انسان بیشتر می‌پردازد تا به خدا.

5- اراسموس از شیفتگان ادبیات و فرهنگ مشركان باستان {یونانیان و رومیان باستانی} بود و مدعی بود كه صورت كامل فلسفه‌ی باستانی در مسیحیت ظاهر گردیده است. 

اراسموس را باید یكی از چهره‌های متقدم رفرماسیون و اومانیسم مسیحی دانست كه گرایش میانه رو در رفرماسیون مذهبی اروپا را نمایندگی می‌كرد. او خواهان صلح و وحدت كامل در اروپا بود و مرّوج رویكرد پلورالیستی مدارای بین ادیان {كه در قرن هجدهم رواج یافت} بود. اراسموس به سال 1536 م در شهر بال سوئیس درگذشت.

نوشته شده توسط پری‌دخت صادقي موضوع:دسیدریوس اراسموس
• لينك مطلب   • 

 برداشت از متون با قيد منبع بلامانع است