13 Feb 2009,1:1 PM
انقلاب روسیه (انقلاب اكتبر)
روسیة تزاری در سال 1917 میلادی، درگیر جنگی دشوار (جنگ جهانی اول) و شرایط بسیار سخت اقتصادی بود. در تاریخ 21 فوریة 1917 عدهای از مردم شهر - پتروگراد - كه در صفهای طولانی نانوایی ایستاده بودند، از فقدان آرد و نبود نان به تنگ آمده و دست به شورش زدند و به غارت نانواییها پرداختند. فردای آن روز كه در تقویم غیر روسی، مصادف با اول ماه مه و روز جهانی كارگر بود، به روز اعتصاب گستردة كارگری در “پترزبورگ” تبدیل شد و میان كارگران و پلیس زد و خوردهایی پدید آمد. اعتصابات تا چند روز ادامه یافت و به دستور “پروتوپوپف” فرماندار نظامی پترزبورگ، تظاهركنندگان به رگبار مسلسل بسته شدند.

نویسنده: شهریار - زرشناس
در روز 27 فوریه عدهای از سربازان پادگان پترزبورگ به مردم پیوستند و “رودزیانكو” رئیس مجلس ملی روسیه (دوما) از “تزار نیكلای دوم” خواست تا از سلطنت استعفا دهد. روز 28 فوریه، دو هنگ از سیبری برای سركوب انقلابیون حركت كردند، اما آنان وفاداری خود را به “دوما” و انقلاب اعلام نمودند و قزاقان نیز دست به تمرد زدند. در این زمان دولت موقتی از طرف مخالفین تزار تشكیل شد كه شاهزاده “لووف” نخستوزیری آن را به عهده داشت؛ این دولت، ائتلافی از لیبرالهای طرفدار دوما و هواداران مشروطة سلطنتی و نمایندگان سرمایهدران روسی بودند. تزار كه قطار او در ایستگاه راهآهن “پسكوف” توسط سربازان شورشی متوقف شده بود - حاضر به استعفا شد و به نفع “میخائیل” برادر كوچك خود از سلطنت كناره گرفت، اما میخائیل اندكی بعد اعلام كرد كه حاضر به پذیرش سلطنت نیست و یك حكومت دوگانه متشكل از «دولت موقت از یك سو و نمایندگان شوراهای كارگران و دهقانان و سربازان از سوی دیگر» قدرت را در روسیه به دست گرفت و رژیم تزاری سرنگون شد. این انقلاب كه خیلی سریع و با خونریزی كم به ثمر رسید، “انقلاب فوریة 1917” یا به طور خلاصه “انقلاب فوریه” نامیده شد. با این انقلاب بخش عمدهای از قدرت در اختیار سرمایهداران و بانكداران طرفدار لیبرالیسم و مروج ایدههای بورژوایی قرار گرفت. اما ماجرای انقلاب روسیه به همینجا خاتمه نیافت. پس از انقلاب فوریه و برقراری “حكومت دوگانه”، كشمكش شدیدی میان دولت موقت از یك سو و شوراها از سوی دیگر پدید آمد كه منجر به هرج و مرج، گسترش فقر و بیكاری، شكستهای پیدرپی ارتش روسیه در جبههها و فرار گستردة سربازان و شورشهای دهقانی و اعتراضات كارگری گردید. حزب كمونیست روسیه (شاخة بلشویكها) به رهبری “ولادیمیر ایلیچ لنین” با تكیه بر نفوذی كه در شوراهای كارگران و سربازان یافته بود و نیز با بهرهگیری از هرج و مرج و خلأ قدرتی كه وجود داشت، در روز 24 اكتبر 1917 (به تاریخ قدیم روسی) تصمیم به قیام مسلحانه گرفت. روز 25 اكتبر، ملوانان ناوگان “كرونشتاد” دست به شورش زده و وزرای دولت موقت در كاخ زمستانی، تزار را بازداشت كردند. بدینسان بلشویكها به قدرت رسیده و دولت سوسیالیستی تشكیل دادند. لنین، رئیس دولت سوسیالیستی و “تروتسكی” وزیر امور خارجة دولت بود و “استالین” كه بعدها از سفاكترین رهبران دولت شوروی شد، وزیر امور ملیتها و اقوام بود.
دولت جدید خود را “اتحادیه جماهیر شوروی سوسیالیستی” نامید و رسماً حكومت ایدئولوژی ماركسیسم و برقراری اقتصاد سوسیالیستی و خروج از جنگ جهانی را اعلام نمود. از اكتبر 1917 تا ژانویة 1924 یعنی هنگام مرگ “لنین”، وقایع و حوادث بسیاری در روسیه رخ داد، از جمله صلح با آلمان، معروف به صلح “برست لیتوفسك”، مصادرة كارخانهها و زمینهای سرمایهداران و زمینداران، ملی كردن بانكها، تأسیس ارتش سرخ، وقوع جنگ داخلی، دستگیری و اعدام دهها هزار نفر از مخالفین دولت بلشویكی، سیاست اقتصادی “نِپ”، مقابله با دخالت ارتشهای خارجی در امور كشور، وقوع مبارزه قدرت شدید میان دو تن از رهبران بلشویكها یعنی “تروتسكی” و “استالین” كه نهایتاً منجر به پیروزی دومی گردید و فراهم شدن بسترهای تأسیس یك نظام سرمایهسالاری دولتی متمركزِ مبتنی بر اقتصاد با برنامهای تحت عنوان “ساختمان سوسیالیسم در شوروی”. رژیمی كه با انقلاب اكتبر 1917 روسیه و رهبری لنین تأسیس گردید، نهایتاً در سال 1991 میلادی توسط “میخائیل گورپاچف” رسماًَ منحل شد.
“بلشویسم” یا “ماركسیسم لنینیسم” كه ایدئولوژی رهبری كنندة انقلاب اكتبر بود، نحوی تفسیر روسی از ماركسیسم رادیكال بود، همچنان كه سوسیالیسم، صورتی از ایدئولوژیهای غرب مدرن است. بلشویسم و انقلاب اكتبر اگرچه به مبارزه با سرمایهداری لیبرال و خصوصی میپرداخت، اما به دلیل ماهیت الحادی و اومانیستی خود، صورتی دیگر از تفكر غربی (یعنی سوسیالیسم و سیطرة سرمایهسالاری دولتی) را جانشین آن میساخت و لذا قادر به عبور از ساحت مدرنیته و نفی كامل استثمار و بیعدالتی و از خودبیگانگی بشر نبود. در قلمرو سوسیالیسم - بوروكراتیك بلشویكی نیز، آدمی به دور از فطرت خود و تحت اسارت اومانیسم قرار داشته و دارد و آزادی اصیل انسانی انكار میشود. با انقلاب اكتبر روسیه، ایدئولوژی سیوسیالیسم - رادیكال برای اولینبار در تاریخ غربمدرن به قدرت سیاسی دست یافت.
دولت جدید خود را “اتحادیه جماهیر شوروی سوسیالیستی” نامید و رسماً حكومت ایدئولوژی ماركسیسم و برقراری اقتصاد سوسیالیستی و خروج از جنگ جهانی را اعلام نمود. از اكتبر 1917 تا ژانویة 1924 یعنی هنگام مرگ “لنین”، وقایع و حوادث بسیاری در روسیه رخ داد، از جمله صلح با آلمان، معروف به صلح “برست لیتوفسك”، مصادرة كارخانهها و زمینهای سرمایهداران و زمینداران، ملی كردن بانكها، تأسیس ارتش سرخ، وقوع جنگ داخلی، دستگیری و اعدام دهها هزار نفر از مخالفین دولت بلشویكی، سیاست اقتصادی “نِپ”، مقابله با دخالت ارتشهای خارجی در امور كشور، وقوع مبارزه قدرت شدید میان دو تن از رهبران بلشویكها یعنی “تروتسكی” و “استالین” كه نهایتاً منجر به پیروزی دومی گردید و فراهم شدن بسترهای تأسیس یك نظام سرمایهسالاری دولتی متمركزِ مبتنی بر اقتصاد با برنامهای تحت عنوان “ساختمان سوسیالیسم در شوروی”. رژیمی كه با انقلاب اكتبر 1917 روسیه و رهبری لنین تأسیس گردید، نهایتاً در سال 1991 میلادی توسط “میخائیل گورپاچف” رسماًَ منحل شد.
“بلشویسم” یا “ماركسیسم لنینیسم” كه ایدئولوژی رهبری كنندة انقلاب اكتبر بود، نحوی تفسیر روسی از ماركسیسم رادیكال بود، همچنان كه سوسیالیسم، صورتی از ایدئولوژیهای غرب مدرن است. بلشویسم و انقلاب اكتبر اگرچه به مبارزه با سرمایهداری لیبرال و خصوصی میپرداخت، اما به دلیل ماهیت الحادی و اومانیستی خود، صورتی دیگر از تفكر غربی (یعنی سوسیالیسم و سیطرة سرمایهسالاری دولتی) را جانشین آن میساخت و لذا قادر به عبور از ساحت مدرنیته و نفی كامل استثمار و بیعدالتی و از خودبیگانگی بشر نبود. در قلمرو سوسیالیسم - بوروكراتیك بلشویكی نیز، آدمی به دور از فطرت خود و تحت اسارت اومانیسم قرار داشته و دارد و آزادی اصیل انسانی انكار میشود. با انقلاب اكتبر روسیه، ایدئولوژی سیوسیالیسم - رادیكال برای اولینبار در تاریخ غربمدرن به قدرت سیاسی دست یافت.

