13 Feb 2009,1:14 PM
انقلاب بورژوایی انگلیس
در انگلستان قرن هفدهم، مناسبات اقتصادی سرمایهسالارانه رو به گسترش بود و اشراف و بخشی از نمایندگان سرمایهداران در پارلمان، گرد هم آمده و سعی داشتند قدرت پادشاه را محدود سازند. اربابان فئودال از حامیان اصلی پادشاه بودند. پادشاه، سرمایهداران شهرنشین را ناگزیر میساخت تا مالیاتهای سنگین بپردازند و به او هدایایی گرانبها ببخشند. او امتیاز انحصاری تولید و فروش صابون، شراب، زغال و آهن را در دست داشت و بازرگان ثروتمند و بورژواها را اذیت میكرد و در سودجویی محدود میساخت و بعدها به دلیل مخالفتهای پارلمان با سیاستهای وی برای مدتی پارلمان را تعطیل كرد.

نویسنده: شهریار - زرشناس
در سال 1640 میلادی، پارلمان دوباره گشوده شده و علیه پادشاه و به نفع سرمایهداران و بورژواها موضع گرفت. یك سلسله شورشها سراسر انگلیس را فراگرفت و مرحلة اول انقلاب بورژوایی انگلیس آغاز شد. شاه دستور انحلال پارلمان را صادر كرد، اما موفق به اجرای آن نشد و پارلمان به كارش ادامه داد و به “پارلمان طولانی” معروف شد. بورژواها در رأس و پیشهوران و خرده مالكان و روستاییان در پی آن به نفع پارلمان مسلح شده و خواهان محدود كردن قدرت پادشاه شدند. پارلمان كه اینك به پایگاه بازرگانان و زرسالاران سرمایهدار تبدیل شده بود، خواهان محدود كردن قدرت پادشاه به نفع خود بود. از سال 1642 میلادی، مرحلة دوم انقلاب انگلیس كه جنگ بین پادشاه از یك سو و ارتش پارلمان از سوی دیگر بود، آغاز گردید.
فرماندهی ارتش پارلمان با خرده مالكی به نام “الیور كراموِل” بود كه با نظام فئودالی مخالف و وابسته به فراماسونری بود. ارتش پادشاه در این جنگها شكست خورد و “چارلز استوارت اول” پادشاه انگلستان دستگیر و اعدام شد (1649). به دنبال اعلام جمهوری در سال 1649 میلادی، “كرامول” رئیسجمهور و دیكتاتور مطلقالعنان گردید. حكومت استبدادی كرامول تا سال 1658 میلادی (سال مرگ او) به نفع سرمایهداران و نیز همسو با سیاستهای استعماری دولت انگلیس ادامه یافت اما به خواستهای تودة مردم و محرومین توجهی نشد و این خصیصة ذاتی انقلابهای بورژوایی است كه سرمایهداران آن را به نفع خود رهبری میكنند.
پس از مرگ كرامول در سال 1658 میلادی، مردم ناامید و درمانده - كه رژیم كرامول به وضع آنها رسیدگیای نكرده بود - دست به اعتراض میزدند و سرمایهداران و بازرگانان و بورژوازی انگلیس از ترس شورش مردم خواهان بازگشت سلطنت استوارتها و سركوب جنبش مردمی میشدند. بدینسان سلطنت در انگستان احیاء گشت و تا امروز ادامه یافت.
اما این همة ماجرای انقلاب بورژوایی انگلیس نیست؛ در سال 1688 میلادی، پارلمان كه پایگاه بورژواها و سرمایهداران و مروّج اندیشههای لیبرالی بود، كودتایی بدون خونریزی علیه خاندان استوارت انجام داد كه “انقلاب با شكوه” نامیده شد. با سرنگونی پادشاه، فردی به نام “ویلیام اورانژ” كه از خویشاوندان دور خاندان سلطنتی بود به عنوان پادشاه مشروطه به قدرت رسد و قدرت به پارلمان كه پایگاه سرمایهداران و نجبای بزرگ و بورژواها بود منتقل شد.
انقلاب 1688 میلادی انگلستان كه موسوم به “انقلاب باشكوه” است یك انقلاب بورژوا - لیبرالی بود كه به لحاظ فكری تحت تأثیر آراء “جان لاك” فیلسوف لیبرال انگلیسی قرار داشت. انقلابهای 1649 و 1688 انگلستان موجب تحكیم و گسترش فوقالعادة مناسبات سرمایهدارانه و تخریب نظام فئودالی این كشور گردید؛ اگرچه با “انقلاب باشكوه” خرده مالكان و روستائیان بسیاری كه در راه انقلاب جانفشانیها كرده بودند، دچار ورشكستگی گردیده و آوارة شهرهای بزرگ گردیدند و سرمایهداران آنها را از هستی ساقط كردند. اكثر اینها بعداً به عنوان كارگر یا “پرولتر” در كارخانجات سرمایهداران بزرگ انگلیسی به كار مشغول شدند. بدینسان با انقلاب انگلستان و به ویژه “انقلاب باشكوه”، اندیشهها و ساختار مناسبات سیاسی مدرن جانشین مناسبات فئودالی گردید و بسط فوقالعادة مدرنیته در انگلستان آغاز شد. انقلابهای انگلستان را چون در مسیر تأمین منافع سرمایهداران و استقرار حاكمیت روح دنیامداری و سوداگری بورژوایی طی مسیر كرده است، انقلابهای بورژوایی مینامند.
فرماندهی ارتش پارلمان با خرده مالكی به نام “الیور كراموِل” بود كه با نظام فئودالی مخالف و وابسته به فراماسونری بود. ارتش پادشاه در این جنگها شكست خورد و “چارلز استوارت اول” پادشاه انگلستان دستگیر و اعدام شد (1649). به دنبال اعلام جمهوری در سال 1649 میلادی، “كرامول” رئیسجمهور و دیكتاتور مطلقالعنان گردید. حكومت استبدادی كرامول تا سال 1658 میلادی (سال مرگ او) به نفع سرمایهداران و نیز همسو با سیاستهای استعماری دولت انگلیس ادامه یافت اما به خواستهای تودة مردم و محرومین توجهی نشد و این خصیصة ذاتی انقلابهای بورژوایی است كه سرمایهداران آن را به نفع خود رهبری میكنند.
پس از مرگ كرامول در سال 1658 میلادی، مردم ناامید و درمانده - كه رژیم كرامول به وضع آنها رسیدگیای نكرده بود - دست به اعتراض میزدند و سرمایهداران و بازرگانان و بورژوازی انگلیس از ترس شورش مردم خواهان بازگشت سلطنت استوارتها و سركوب جنبش مردمی میشدند. بدینسان سلطنت در انگستان احیاء گشت و تا امروز ادامه یافت.
اما این همة ماجرای انقلاب بورژوایی انگلیس نیست؛ در سال 1688 میلادی، پارلمان كه پایگاه بورژواها و سرمایهداران و مروّج اندیشههای لیبرالی بود، كودتایی بدون خونریزی علیه خاندان استوارت انجام داد كه “انقلاب با شكوه” نامیده شد. با سرنگونی پادشاه، فردی به نام “ویلیام اورانژ” كه از خویشاوندان دور خاندان سلطنتی بود به عنوان پادشاه مشروطه به قدرت رسد و قدرت به پارلمان كه پایگاه سرمایهداران و نجبای بزرگ و بورژواها بود منتقل شد.
انقلاب 1688 میلادی انگلستان كه موسوم به “انقلاب باشكوه” است یك انقلاب بورژوا - لیبرالی بود كه به لحاظ فكری تحت تأثیر آراء “جان لاك” فیلسوف لیبرال انگلیسی قرار داشت. انقلابهای 1649 و 1688 انگلستان موجب تحكیم و گسترش فوقالعادة مناسبات سرمایهدارانه و تخریب نظام فئودالی این كشور گردید؛ اگرچه با “انقلاب باشكوه” خرده مالكان و روستائیان بسیاری كه در راه انقلاب جانفشانیها كرده بودند، دچار ورشكستگی گردیده و آوارة شهرهای بزرگ گردیدند و سرمایهداران آنها را از هستی ساقط كردند. اكثر اینها بعداً به عنوان كارگر یا “پرولتر” در كارخانجات سرمایهداران بزرگ انگلیسی به كار مشغول شدند. بدینسان با انقلاب انگلستان و به ویژه “انقلاب باشكوه”، اندیشهها و ساختار مناسبات سیاسی مدرن جانشین مناسبات فئودالی گردید و بسط فوقالعادة مدرنیته در انگلستان آغاز شد. انقلابهای انگلستان را چون در مسیر تأمین منافع سرمایهداران و استقرار حاكمیت روح دنیامداری و سوداگری بورژوایی طی مسیر كرده است، انقلابهای بورژوایی مینامند.

