تبليغاتX
:: zarshenas.ir زرشناس ::

14 Mar 2009,4:46 AM

تأملي در عملكرد کارگزاران فرهنگی

واقعة تأسف‌بار «تئاتر ايران‌زمين» در اهواز، مسألة عملكرد وزارت ارشاد را مجدداً به يك بحث روز بدل ساخت. صاحب اين قلم در گذشته و به مناسبت‌هاي مختلف دربارة عملكرد و سمت و سوي حركت وزارت ارشاد در 8،7 سال گذشته سخن گفته است. جان كلام در خصوص عملكرد برخي مسئولان اين وزارتخانه اين است كه بينش حاكم بر بعضي مسئولان كه به صورت يك جريان مسلط فكري در اين وزارتخانه درآمده، منشأ رفتارها و جهت‌گيري‌هايي است كه امروز انتقاد دلسوزان اصول‌گرا در كشور قرار گرفته است.
نويسنده: شهريار - زرشناس 
اگر به بازار كتاب و سياست‌هاي نشر در كشور نگاه كنيم و يا نحوة برخورد تبعيض‌آلود اين وزارتخانه با تشكل‌هاي مطبوعاتي را مدنظر قرار دهيم و يا به شعارهاي مبنايي اين جريان كه معتقد به صورت تعديل‌شده‌اي از تسامح و تساهل ليبرالي است توجه نماييم، به خوبي مشخص مي‌شود كه رويكردي نظير آنچه كه مسئولان اين وزارتخانه در ارتباط با تئاتر ايران‌زمين اهواز نشان دادند، محصول يك تصادف يا اتفاق ساده نبوده و ريشه در يك بينش و انديشة استراتژيك دارد.

انديشة حاكم بر اين وزارتخانه، مابين تهاجم فرهنگي و تعامل فرهنگي تفاوتي نگذارده و تحت لواي هم‌نوايي با تبادل فرهنگي، دانسته يا نادانسته مجراهاي نفوذي تهاجم فرهنگي را تقويت مي‌نمايد.

در واقع تفسير خاص برخي مسئولان اين وزارتخانه از مفاهيمي چون «آزادي» و «تساهل و تسامح» موجب گرديده است كه اولاً در بازار كتاب و نشر انبوه متكثر آثار نيهيليستي، مبتذل اعم از ترجمه يا تأليف جولان يابند و ثانياً انتشاراتي‌هايي كه ارتباط‌ها و پيوندهاي آشكار و پنهاني با برخي رده‌هاي اداري اين وزارتخانه دارند به نشر گستردة آثار تئوريك [ترجمه و يا تأليف] مبّلغ ليبراليسم و ارزش‌هاي فكري سكولاريسم بپردازند. اين نكته واقعاً تأسف‌بار است كه در يك جامعة‌ مسلمان و حاكميت يك نظام اسلامي، سياست‌هاي اين وزارتخانه به گونه‌اي تعيين و اجرا گردد كه نويسندگان و متفكران اصول‌گرا و متعهد و انتشاراتي‌هاي مرتبط با آن‌ها مورد كم‌توجهي و حتي بي‌توجهي قرار گيرند و از سوي ديگر عرصة نشريات منتشره توسط اين وزارتخانه و يا جايزه‌هاي اهدايي آن‌ها در جشنواره‌ها،‌ يكسره به نفع جولان مبّلغان آراء تجديدنظرطلبانه و ليبراليستي جهت‌گيري نمايد.

اساساً فلسفة وجودي تأسيس و تشكيل نهادي چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اين است كه به عنوان متولي فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري،‌ به گونه‌اي مستقيم و غيرمستقيم فضاي عمومي را مساعد بسط انديشه و هنر اسلامي نمايد. يعني در ذات آن اولاً جهت‌گيري مشخص به نفع ارزش‌هاي اسلامي وجود دارد و ثانياً مبتني بر اين نگرش است كه امر فرهنگ و هنر نيازمند داشتن يك مغز هدايت‌گر و متفكر مركزي است كه بايد سياست‌ها و جهت‌گيري‌هاي خود را به نفع هويت ديني و افق نگاه آن طراحي و اجرا نمايد.

تحقق چنين فلسفة وجودي‌اي براي وزارت ارشاد مستلزم پذيرفتن اين نكته است كه فرهنگ در هنر محتاج سياستگذاري‌اي است كه ضمن جدا كردن «خير» از «شر»، اولي را تقويت و دومي را تضعيف نمايد. اما به نظر مي‌رسد كه برخي از دست‌اندركاران امور فرهنگي و هنري كشور قائل به اين تفسير از نقش مديريت فرهنگي نبوده و بر اين باور هستند كه گويا وظيفة اين وزارتخانه، ارائة برابر و همسان امكانات و سرويس‌دهي‌ها به همة گرايش‌ها و جريان‌هاي فكري و فرهنگي است، حال آنكه در جوهر نظرية تشكيل وزارتخانه‌اي كه مسئوليت «ارشاد فرهنگي و هنري» را بر عهده دارد، اعتقاد به سياستگذاري و هدايت و طرفداري جهت‌دار از جريان انديشه و هنر ديني نهفته است.

نكته‌اي كه مؤكداً مي‌خواهيم يادآوري نماييم اين است كه جريان بي‌پايان حوادث تلخ در عرصة فرهنگ و هنر كشور از جسارت يك نشريه به ساحت مقدسات گرفته تا جايزه‌دادن به فلان عنصر ضدانقلاب و طاغوتي و... همه و همه ريشه در بيشن و نگرش حاكم بر وزارت ارشاد كنوني دارد كه اولاً تفسير آن [حداقل در عمل] از مقولاتي چون آزادي، تساهل و تسامح، تهاجم فرهنگي و... ناصواب و ملهم از مشهورات مدرنيستي زمانه مي‌باشد و ثانياً به نقش و جايگاه حمايتي و مديريتي خود نسبت به هنرمندان و نويسندگان مسلمان و هنر و انديشه متعهد واقف نبوده و يا به هر دليلي از اجراي آن سر باز مي‌زند.

واقعيت اين است كه مسألة عملكرد وزارت ارشاد در يك مورد جشنوارة تئاتر ايران‌زمين و يا مجوز دادن به فلان فيلم سينمايي مسأله‌دار و يا صدور اجازة نشر براي كتاب‌هاي ضداخلاقي و... خلاصه نمي‌گردد؛ بلكه مسأله ريشه در سيطرة يك جريان و بينش فكري ملهم از آراء التقاطي دارد و راه‌حل مشكل آن نيز صرف توبيخ مدير ارشاد فلان استان و يا اداره‌كل نمي‌باشد. راه‌حل برخورد با اين معضل و مشكل جدي يعني اين مسأله كه بينش حاكم بر وزارت ارشاد قادر به درك باطن و شوون و جهات متكثر و بسيار خطرناك تهاجم فرهنگي نبوده و در مقابلة‌ با آن سهواً و يا عامداً تعلل و سهل‌انگاري مي‌نمايد؛ عوض كردن يك معاون يا مديركل نمي‌باشد، بلكه بايد ساختار نيروي انساني و شاكله و شخصيت مديريتي اين وزارتخانه آن هم در رده‌هاي بالا و مياني دگرگون و اصلاح گرديده و يك بينش اصول‌گراي معتقد به مباني و اركان انقلاب و جازم بر حمايت از نيروهاي خودي در عرصة كارزار عظيم فرهنگي – سياسي كنوني و فارغ از هر نوع سُست‌ايماني و يا سهل‌انگاري و يا ضعف بينش بر اين وزارتخانه حاكم گردد. به اين نكتة مهم بايد توجه كرد كه شرايط كشور به لحاظ رويارويي فرهنگي – سياسي با ضدانقلاب بسيار حساس و تعيين‌كننده مي‌باشد و هر نوع تصميم‌گيري در خصوص اصلاح نيروهاي خودي و تقويت جبهة فرهنگي – سياسي انقلاب مستلزم دقت‌نظر، سرعت‌عمل و رويكرد راديكال و متعهدانه مي‌باشد.

نوشته شده توسط پری‌دخت صادقي موضوع:کارگزاران فرهنگی
• لينك مطلب   • 

 برداشت از متون با قيد منبع بلامانع است